ذبيح الله صفا
1548
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
كتابهاى قصص و حكايات مقصودم از « كتابهاى قصص و حكايات » كتابهاييست كه در آنها چندين حكايت بر گرد يك يا چند محور داستانى يا اخلاقى يا تاريخى گرد آمدهاند تا مقصود مؤلف را دربارهء مطلبى كه در پيش داشت روشن سازند و در ضمن به او فرصت دهند تا اثر ادبى بديع و تازهيى ايجاد كند . البته اين نوع كتابهاى قصص و حكايات در ادب فارسى تازگى ندارند ، خواه مأخوذ از ادب هندى باشند ( مثل كليله و دمنه ، و طوطىنامه ) يا از عربى ( مانند كتاب فرج بعد از شدت ) ؛ و خواه مؤلفان بصرافت طبع آنها را ابداع كرده باشند ( مرزباننامه ، سياستنامه ، جوامع الحكايات ، تحفة الملوك . . . ) . در اين دوره دامنهء تأليف كتاب بر اين منوال توسعه يافت و عدهيى از نويسندگان ايرانى و هندى در اين امر شركت جستند و اثرهاى سودمندى ازين راه بوجود آوردند و پيداست كه همگى آنان در كار خود از پيشينيان متأثر بودهاند . عدهيى از مؤلفان اين گونه كتابها در شمار نويسندگان عهد معرفى خواهند شد و درينجا باثرهايشان اشارهيى مجمل خواهم كرد و بعضى ديگر را كه بتجديد ذكر نمىارزند در همين مقال با توضيح مشروحترى مىشناسيم و مىگذريم : زينة المجالس از جملهء مهمترين اثرهاييست كه درين عهد بشيوهء جوامع الحكايات و لوامع الروايات تأليف شده است . مؤلف كتاب سيد مجد الدين محمد بن ابى طالب حسينى متخلص به مجدى از معاصران شاه عباس است و زينة المجالس را بسال 1004 در نه جزو هر جزو را در ده فصل تأليف كرد . نام او و كتابش را باز هم خواهيم ديد . « سراج المنير » و « خزان و بهار » محمد شريف كاشف ( سدهء يازدهم هجرى ) هر دو مجموعهء حكاياتى از همين سنخند و هردو ارزش ادبى دارند . باز هم دربارهء آنها سخن خواهم گفت . بهار دانش تأليف عنايت الله كنبو ( سدهء يازدهم ) و عيار دانش از ابو الفضل